موش کوچولو

دل مامان خیلی گرفته

سلام عزیز دل مامان... اومدم اینجا تا از دردی که تو سینم هست برات بگم.از غمی که زندگی رو برام تلخ کرده بگم.... خیلی خستم عزیزم.احساس میکنم به آخر خط رسیدم... دو روز پیش بحث بدی بین من و بابا پیش اومد.عزیزم دلم شکست.... آخرین ذره های غرورم که تو این دو سال نگه داشته بودم ازبین رفت... از روز جمعه اومدم خونه مامانم.بابایی به هیچ عنوان خبری ازم نگرفته... نمیدونی عزیزم چه غمی تو دلم خونه کرده....نمیدونی چقدر بی قرارم.... کاش بودی عزیزم،بودی  و میشدی مرهم دل خستم میشدی امید و نشاط روزهای سیاهم.شاید اگه تو بودی هیچ وقت این روزا نمیرسیدن. عزیزم تو مثل یک فرشته پاکی...از من گنهکار خیلی به خدا نزدیکتر.... از خدا بخواه آرامش مام...
18 خرداد 1392

بدون عنوان

سلام عزیزکم... امروز دومین روزی هست که مامان داره برات منویسه ... وای عزیزم...نمیدونی از دیشب که شروع کردم به نوشتن چقدر خوشحالم ...دیگه ذهن و دلم پر از فکر و حرف نیست... دیشب وبلاگو به بابایی نشون دادم..خدا می دونه چی تو ذهنش گذشت ...   میدونی دلبندم اوایل که با بابایی ازدوا کرده بودم اصلا تمایل نداشتم نی نی داشته باشم...   اما الان جای خالیه تو عزیزم رو خیلی خوب حس میکنم ... خیلی وقت ها که میرم بیرون اینقدر دلم میخواد برات خرید کنم...اما مامانی نمیدونه که نی نی جونش قراراه دختملی باش ه یا پسملی.. . مامان از حالا خیلی داره فکر میکنه واست چه کار کنه..چه جوری تربییتت کنه... ...
1 خرداد 1392

سخن اول....

سلام عزیزم... گلم من پریسا مامانت هستم... خیلی وقته دلم هواتو کرده . ..اما تو هنوز تودل من نیمومدی گلم...میدونی عزیزم من فعلا شرایطش رو ندارم تو رو به این دنیا دعوت کنم. .. تصمیم دارم به امید خدا چند ماه دیگه دستم رو به سمتت دراز کنم عزیزم... کوچولوی نازم فکر نکنی که دوست ندارم یا نمیخوامت..نه نه اصلا اینجوری نیست.... همین الانشم خیلی ازم دوری اینقدر دلم تنگته که نگو عزیزم...اما نمیخوام سلامتیه تو و خودم رو به خطر بندازم... به خاطر همین تا مساعد شدن شرایطم همونجا..تو آسمونا پیش خداکه بهترین محفظ برای تو عزیزم هست بمون... اما به مامان قول بده...قول بده تا اومدم سراغت که بیارمت رو زمین پیش خودم زود بیای و م...
1 خرداد 1392
1
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به موش کوچولو می باشد